طعم تند لادن

یادداشت های لادن

۵ مطلب در تیر ۱۳۹۵ ثبت شده است

یادداشت 106، ای کاش...

ای کاش دست بر میداشتیم از "ای کاش" هایمان... 

۲۹ تیر ۹۵ ، ۲۳:۳۶ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
لادن ..

یادداشت 105، دوران نصفه و نیمه گی

همیشه توی یه اتاق تاریک احساس بهتری دارم. شبا قبل از خواب وقتی توی رختخواب میشینم و زانوهامو بغل میگیرم و با خودم فکر میکنم و حرف میزنم، خیلی آرومتر میشم. اینجور وقتا چقدر از بعضیا بدم، چقدر بعضیای دیگه رو دوست دارم و تا چه حد دلتنگ میشم انگار همه چی بی غل و غش تر  باشه. یه دوره ی عجیبی رو دارم تجربه میکنم همه چیز با همیشه فرق داره. یه عالمه فکر دارم اما زمان و موقعیت هیچکدومش الان نیست، یه عالمه کار نصفه و نیمه دارم. چقدر کاغذای چکنویس از مطالبی که بی پایان و فرجام همین جور رها شدن دارم داره یه عالمه میشه.


۲۶ تیر ۹۵ ، ۲۰:۱۱ ۱ نظر
لادن ..

یادداشت 104، جای خالیت


+ خاطره شد...
۱۸ تیر ۹۵ ، ۲۳:۴۰ ۲ نظر
لادن ..

یادداشت 103، کجا جا موندی؟


یه عده با کتابایی که میخونن پز میدن( از خیلی پز دادنای دیگه البته قشنگتره) یه عده فقط میخونن( بوک وُرمن اینا) یه عده هم هستن لذت میبرن، تغذیه میشن، من دوست دارم از این دسته آخریه باشم.

تصور بقیه از بچگیام درست نیست. هر کی بهم میرسه میگه یادته بچه بودی همیشه مشغول خاله بازی بودی یا با عروسکات حرف میزدی؟ اینم یه بخشش بود ولی من هر چی از بچگیام یادمه غرق شدن تو خیال پردازیام بوده. چرا هیشکی اینارو ندید؟ چرا هیشکی نفهمید من تو رویاهام خودمو آدمی قدرتمندتر از اونچه بقیه تصور کنن میدیدم. چه ساده گذشتم از رویاهام از اهدافم، انگار یه جایی تو زندگی جا گذاشته باشم توی همه ی اون شلوغیا. تو روزایی که داشتم تلاش میکردم رفتارای بزرگترامو درک کنم و حالا میفهمم اونا از منم بچه تر بودن ( به لحاظی بچه تر و بی تجربه تر و جاهل تر). تا همین چند سال پیش حسرت اوایل دوران نوجوانیمو زیاد میخوردم، الان راحتتر میپذیرم اتفاقاتی که توی اون دوره افتاد بخشی از زندگیم بوده و قطعا توی شناخت من از دنیا و آدماش تجربه ی کم نظیری بوده( خیلی خوبه به اینجا رسیدم)



۱۵ تیر ۹۵ ، ۰۰:۳۹ ۳ نظر
لادن ..

یادداشت 102، ندارمت

آدما همیشه دنبال چیزایی هستن که ندارن، اما بعد از به دست آوردنش نمیتونن همیشه با اون زندگی کنن.

۰۷ تیر ۹۵ ، ۱۱:۰۸ ۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
لادن ..