طعم تند لادن

یادداشت های لادن

۲۰ مطلب در آذر ۱۳۹۴ ثبت شده است

یادداشت 63، یه قاچ ماه

امشب ماه شبیه یه قاچ هندونه شده...



+ خاطره شد...



۲۹ آذر ۹۴ ، ۰۰:۲۷ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
لادن ..

یادداشت 62، نقره ای

یکی از بهترین حسای دنیا، حس مفید بودنه واسه همین باید تلاش کنی توی زندگی خودت و اطرافیانت موثر باشی، هر چند کوتاه، گذرا.


عمیق مثل نفسی که توی یه صبح بهاری باید کشید! 

۲۷ آذر ۹۴ ، ۰۰:۲۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
لادن ..

یادداشت61، برف

یه وقتا اتفاقاتی پیش میاد که به شدت روی آدم تاثیر میذاره، گاهی هم مجموعه ی اتفاقات (اینجور وقتا تازه یادت میاد قلبت کجای بدنته). منم عشقم بشینه جلوم یه پاکت سیگار تموم کنه، ببینم شکستنشو همه چیمو میبازم، میفهمم. یه وقتا کمترین کاری که میتونی واسه دوستت انجام بدی اینه که براش دوتا گوش باشی. همینم دریغ کنم؟! کاش هیچکس عاشق نمیشد، اوناییم که از دستشون در میرفت، میرسیدن بهم، مث سارا، فرناز، مهسا، زهرا... هزار تای دیگه

چند وقت پیش خواستم یکی از عکسای آزمایشگاه لیسانسمونو بذارم اینستا، همه خوب بودن توی عکس، شاد، ساده، خاکی. دوستم گفت: نذار، فلانی ببینه داغ دلش تازه میشه، نه! البته اون که دیگه شوهر داره! (من دلم گرفت!)

یادته دو تایی داشتیم حرف میزدیم، بعد آخرش به این نتیجه رسیدیم که اصلا هیچ وقت ازدواج نکنیم. دیگه تصمیممون جدی شده بود. یه ربع بعد یه بحثی پیش اومد، از چادر سفیدایی که مامانامون برامون کنار گذاشتن گفتیم، هنوزم همون دو نفری بودیم که اون تصمیم رو گرفته بودیم...


+ خاطره شد...

۲۴ آذر ۹۴ ، ۰۸:۱۷ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
لادن ..

یادداشت 60، خاطره میشیم


کاش سوت زدن بلد بودم، بعضی وقتا فقط باید سوت زد و از خیلی اتفاقا سرسری رد شد...


+ خاطره شد

۲۳ آذر ۹۴ ، ۰۰:۱۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
لادن ..

خدا

توی یک جمع بی حوصله نشسته بودم

طبق عادت همیشگی مجله را ورق زدم تا به جدول رسیدم

خواندم سه عمودی.


یکی گفت بلند بگو

گفتم یک کلمه سه حرفیه.

از همه چیز برتر است.

حاجی گفت: پول.


تازه عروس مجلس گفت: عشق.

شوهرش گفت: یار.

کودک دبستانی گفت: علم.


حاجی پشت سر هم گفت: پول

اگه نمیشه طلا سکه.


گفتم: حاجی اینها نمیشه.


گفت: پس بنویس مال.


گفتم: بازم نمیشه.

گفت: جاه.


خسته شدم با تلخی گفتم: نه نمیشه.


مادربزرگ گفت:

مادر جان، عمر است.


سیاوش که تازه از سربازی آمده بود گفت: کار.

دیگری خندید و گفت: وام.


یکی از آن وسط بلند گفت: وقت


خنده تلخی کردم و گفتم: نه

اما فهمیدم

تا شرح جدول زندگی کسی را نداشته باشی

حتی یک کلمه ی سه حرفی آن هم درست در نمی آید!


هنوز به آن کلمه سه حرفی جدول خودم فکر میکنم.

شاید کودک پا برهنه بگوید: کفش

کشاورز بگوید: برف

لال بگوید: حرف

نا شنوا بگوید: صدا

نا بینا بگوید: نور


و من هنوز در فکرم

که چرا کسی نگفت: خدا.


"صادق هدایت"

۲۲ آذر ۹۴ ، ۱۰:۳۱ ۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
لادن ..

یادداشت 59، کمی بالاتر از متوسط


وقتی بقیه بهت بگن "از تو بعیده" این خیلی خوبه، یعنی یه چیزایی داری که بشه روش حساب کرد. ازشون غافل نباش. حیف تو نیست به این گلی(خودت همیشه میگفتی)

شاید خودتم ندونی ولی یه جاهایی خیلی بهم کمک کردی...

به مولا قسم نمیشه تو زحمت بکشی و خدا برکت نده... پاشو یا علی...


+ خاطره شد...

۲۰ آذر ۹۴ ، ۱۴:۵۰ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
لادن ..

یادداشت 58، ایمیل

منم در برابر ترشی اراده ندارم... میدونم واسه م خوب نیست ولی بازم میخورم.


+ خاطره شد...

۱۹ آذر ۹۴ ، ۱۴:۳۰ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
لادن ..

یادداشت 57، چیزی نزدیک به دو سوم قلبم

+ خاطره شد...







۱۷ آذر ۹۴ ، ۲۲:۵۴ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
لادن ..

یادداشت 56، زیبایی

دقت کنی الان همه چی مده ( همه چی!). اینه که گفته شده یه گناهی میکنی، نیا به همه بگو. باعث تاسفه که قبح خیلی کارا ریخته شده.


ادعای مذهبی دو آتیشه بودنش! طرف سپرده واسه ش زن انتخاب کردن، تمام ملاکای زیبایی رو داشته باشه، بعد تازه اون موقع که اولین بار بدون پوشش سر و صورتشو دیده، همش بخاطر یه لکه ی خیلی کوچیک و کمرنگ زیر گوش دختر( خوشگله) که از دید خانما حتی قابل گفتن نبوده، اومده با خواهرش اینا دعوا کرده و بعد هم همه چیز رو بهم زده ... مردی!!! انصاف!!! شعور!!! زیبایی یه ملاک غیر قابل انکاره و یه ارزش واقعی اما خب جناب ... انسانیت چی؟!! یه وقتا آدم جدی جدی از رفتار بعضیا خجالت میکشه... حالا من بعد از شنیدن ماجرا ( از زبون خواهره) خیلی جدی به خواهرش گفتم: ایشون برن یه خانمی بگیرن که از همون اول سر تا پاشو نشونش داده باشه، با آبرو مردم بازی نکنه ( شرف داره وجدانا)... دیگه بعضیا هم...

بعضیا انقدر تو کف خوشگلی هستن که آدم چندشش میشه. اه!

بابا اینجا اینقدر واسه بعضیا کویته، خود کویت نیست!

۱۶ آذر ۹۴ ، ۱۸:۱۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
لادن ..

یادداشت 55، امشب

به یه مثل امشبی نیاز داشتم... 

راه باشه و همراه نباشی...

۱۵ آذر ۹۴ ، ۲۳:۰۹ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
لادن ..