طعم تند لادن

یادداشت های لادن

۱۴ مطلب در شهریور ۱۳۹۴ ثبت شده است

یادداشت 11، ماه

آسمون پر از ستاره دوست دارم، ماه دیوونه م میکنه. یه بار سر به سر فاطی گذاشتم گفتم: ببین ماه چقدر قشنگه! اومد نگاه کرد همینجور خیره به ماه موند... زدم بهش گفتم: خیره نشو مگه نمیدونی عاشقا به ماه خیره بشن دیوونه میشن، مگه نه سحر؟

صبح طلوع خورشید از پنجره ی خوابگاه پیداست، شب غروبش از پنجره ی آزمایشگاه... چه شکوهی داره آسمون! چه غبطه برانگیز!


+ خاطره شد...

۳۱ شهریور ۹۴ ، ۰۹:۵۳ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
لادن ..

یادداشت 10، تصمیم

کوشش بیهوده بِه از خفتگی...


+ خاطره شد...
۲۹ شهریور ۹۴ ، ۱۶:۴۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
لادن ..

یادداشت 9، در سوگ یک لبخند

باورم نمیشه الهه دیگه بین ما نیست، حیف اون چشما، اون موهای مشکی، لبخند مهربون که بره زیر یه خروار خاک! همش اون چهره ی مهربون و شادش جلوی چشمامه، باورم نمیشه!!!! 

روحش شاد.....  

۲۸ شهریور ۹۴ ، ۱۶:۳۲ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
لادن ..

یادش بخیر

یادش عجیب بخیر

+ خاطره شد...
۲۷ شهریور ۹۴ ، ۱۴:۴۶ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
لادن ..

من و کفشام

فقط کفشام میدونن این دو سال چقدر برام سخت بود... برام جالبه منِ عشق آسمونِ سر به هوا حواسم به کفشام بوده و حالا بعد از این همه ماجرا دارم به پاییز 94 میرسم...
پ.ن: من معتقدم آدما رو تا حدودی میشه از روی کفشاشون و میزان توجه شون به کفشاشون شناخت، این کفشا داستانها دارن.

+ خاطره شد...
۲۷ شهریور ۹۴ ، ۱۴:۲۱ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
لادن ..

یادداشت8، دلتنگی

باربیتوریک اسید!!! وانیا!!! دقیقه 90

آدمایی که توی خاطره هام هستن انقدر ازم دورن که احساس میکنم تا به اینجا با یه تعداد روح زندگی میکردم وگرنه...


+ خاطره شد...

۲۷ شهریور ۹۴ ، ۱۳:۵۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
لادن ..

یادداشت 7، مهتاب

فنیل گلی اکسال یه درس باشه واسه کل زندگیم،  جا نزنم، از هیچی نترسم، دنبال کار راحت نباشم، سر حقم تعارف نداشته باشم.

پارسال تابستون تا الان؟ چه تجربه ها! بزرگ شدم به گمونم! 

خدایا یه نفس فقط....

پسره اومده کتشو از روی شوفاژ برداره، زده محصول به زور سنتز و خالص شده ی مهتاب رو ریخته ... بعدم از خجالت هیچی نگفته رفته بیرون از آزمایشگاه، شب هم از ناراحتی با دوستاش رفته بیرون خوش گذرونی تا یادش بره، حالا مهتاب! بعد از یک دل سیر گریه بالای سر محصول بر باد رفته در آزمایشگاه، یه سری هم گریه توی خوابگاه برای هم اتاقیاش، به این نتیجه رسیده که گریه فایده نداره و برای آروم شدن یه قابلمه ماکارونی رو تنهایی خورده، تفاوت رفتار خانما و آقایون در برخورد با یه مسئله!  جالبه، نیست؟


+ خاطره شد...

۲۷ شهریور ۹۴ ، ۰۰:۲۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
لادن ..

یادداشت 6، ترشی قیسی

وسط کار آزمایشگاه دلم هوس قیسی کرد...


پ.ن: بخوای یاد یکی از دوستات کنی و سراغی ازش بگیری، کار سی ثانیه ست، وسط شلوغ پلوغی کاراتو و هزار و یک فکر و غم و مشکل و....

پ.ن: با آسفالت یکی شدنو دارم تجربه میکنم، شدیییید.


+ خاطره شد...

۲۳ شهریور ۹۴ ، ۱۸:۰۶ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
لادن ..

یادداشت 5، خط هفتم معرفت

+ خاطره شد...
۲۲ شهریور ۹۴ ، ۰۱:۰۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
لادن ..

یادداشت 4، هندی بازی

مثل هنرپیشه های فیلمای هندی شاد و سرخوش بودم، چی میشد؟

۱۹ شهریور ۹۴ ، ۰۰:۳۹ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
لادن ..