...

...

...

"یادداشت های لادن" بخشی از تجربیات و تفکرات نویسنده ست.
از اینکه مطالب این وبلاگ را بدون اجازه کپی نمیکنید سپاسگزارم.



+ برخی از مطالب قدیمی که مناسب زمان خاصی بوده، به خاطره ها پیوسته.

من و کفشام

جمعه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۴، ۰۲:۲۱ ب.ظ
فقط کفشام میدونن این دو سال چقدر برام سخت بود... برام جالبه منِ عشق آسمونِ سر به هوا حواسم به کفشام بوده و حالا بعد از این همه ماجرا دارم به پاییز 94 میرسم...
پ.ن: من معتقدم آدما رو تا حدودی میشه از روی کفشاشون و میزان توجه شون به کفشاشون شناخت، این کفشا داستانها دارن.

+ خاطره شد...
  • لادن ..

یادداشت8، دلتنگی

جمعه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۴، ۰۱:۵۱ ب.ظ

باربیتوریک اسید!!! وانیا!!! دقیقه 90

آدمایی که توی خاطره هام هستن انقدر ازم دورن که احساس میکنم تا به اینجا با یه تعداد روح زندگی میکردم وگرنه...


+ خاطره شد...

  • لادن ..

یادداشت 7، مهتاب

جمعه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۴، ۱۲:۲۹ ق.ظ

فنیل گلی اکسال یه درس باشه واسه کل زندگیم،  جا نزنم، از هیچی نترسم، دنبال کار راحت نباشم، سر حقم تعارف نداشته باشم.

پارسال تابستون تا الان؟ چه تجربه ها! بزرگ شدم به گمونم! 

خدایا یه نفس فقط....

پسره اومده کتشو از روی شوفاژ برداره، زده محصول به زور سنتز و خالص شده ی مهتاب رو ریخته ... بعدم از خجالت هیچی نگفته رفته بیرون از آزمایشگاه، شب هم از ناراحتی با دوستاش رفته بیرون خوش گذرونی تا یادش بره، حالا مهتاب! بعد از یک دل سیر گریه بالای سر محصول بر باد رفته در آزمایشگاه، یه سری هم گریه توی خوابگاه برای هم اتاقیاش، به این نتیجه رسیده که گریه فایده نداره و برای آروم شدن یه قابلمه ماکارونی رو تنهایی خورده، تفاوت رفتار خانما و آقایون در برخورد با یه مسئله!  جالبه، نیست؟


+ خاطره شد...

  • لادن ..

یادداشت 6، ترشی قیسی

دوشنبه, ۲۳ شهریور ۱۳۹۴، ۰۶:۰۶ ب.ظ

وسط کار آزمایشگاه دلم هوس قیسی کرد...


پ.ن: بخوای یاد یکی از دوستات کنی و سراغی ازش بگیری، کار سی ثانیه ست، وسط شلوغ پلوغی کاراتو و هزار و یک فکر و غم و مشکل و....

پ.ن: با آسفالت یکی شدنو دارم تجربه میکنم، شدیییید.


+ خاطره شد...

  • لادن ..

یادداشت 5، خط هفتم معرفت

يكشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۴، ۰۱:۰۱ ق.ظ
+ خاطره شد...
  • لادن ..

یادداشت 4، هندی بازی

پنجشنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۴، ۱۲:۳۹ ق.ظ

مثل هنرپیشه های فیلمای هندی شاد و سرخوش بودم، چی میشد؟

  • لادن ..

یادداشت 3 ، دروغگو

چهارشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۴، ۰۱:۴۹ ب.ظ

هیچ حرفی واسه گفتن یا نوشتن باقی نمیمونه جز اینکه، خدایا به تو پناه میبرم از دروغ و دروغگویی

بنویسی، هی پاک کنی....

  • لادن ..

چگونه موفق شویم؟

يكشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۴، ۱۰:۴۷ ب.ظ

HOW to succeed

PLAN while others are playing

(برنامه ریزی کن وقتی دیگران مشغول بازی کردنند)

STUDY while others are sleeping

(مطالعه کن وقتی دیگران در خوابند)

DECIDE while others are delaying

(تصمیم بگیر وقتی که دیگران مردد اند)

PREPARE while others are daydreaming

(خود را آماده کن وقتی دیگران در خیال پردازی اند)

BEGIN while others are procrastinating

(شروع کن وقتی که دیگران در حال تعللند)

WORK while others are wishing

(کار کن وقتی دیگران آرزو می کنند)

SAVE while others are wasting

(صرفه جویی کن وقتی دیگران در حال تلف کردنند)

LISTEN while others are talking

(گوش کن زمانی که دیگران در حال صحبت کردنند)

SMILE while others are frowning

(لبخند بزن وقتی که دیگران خشمگینند)

PERSIST while others are quitting

(پافشاری کن وقتی که دیگران در حال رها کردنند)


  • لادن ..

یادداشت 2، خسته از نقاب

يكشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۴، ۱۰:۳۶ ق.ظ
خدایا اینجا روی زمینت آدما دیگه از نقاباشون خسته شدن، نفس کشیدن پشت نقاب سخته.

+ خاطره شد...
  • لادن ..

یادداشت 1، بباف و بنویس

جمعه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۴، ۱۱:۵۴ ب.ظ

سلام

یادداشت نگاری و خاطره نویسی همیشه دوست داشتنی و هیجان انگیزه، داشتن وبلاگ شخصی این جذابیت رو بیشتر میکنه، خاطره ها، افکار، تجربیات، ایده ها و آرزوهامو بهم میبافم و اینجا مینویسم تا بین کاغذای دفتر و سالنامه م حبس نباشه، هرچند علاقه (یا اصراری) به خونده شدنش یا نظر شنیدن درباره شون ندارم اما اینکه اینجا بنویسم حس شنیده شدن بهم میده، هر چند از نظر بعضی بی ارزش باشه( خب باشه!)

  • لادن ..