طعم تند لادن

طعم تند لادن

"یادداشت های لادن" بخشی از تجربیات و تفکرات نویسنده ست.
از اینکه مطالب این وبلاگ را بدون اجازه کپی نمیکنید سپاسگزارم.

+ برخی از مطالب قدیمی که مناسب زمان خاصی بوده، به خاطره ها پیوسته.

یادداشت 229، تمام روزها عاشوراست

پنجشنبه, ۲۰ مهر ۱۳۹۶، ۱۰:۱۴ ق.ظ
عاشورای امسال هم گذشت. نگران بودم از این که فرصت نکردم کمی بیشتر و دقیق تر به نوشتن یه پست در این باره فکر کنم ولی باور به اینکه همه جای زمین کربلا و هر روز و هر لحظه عاشورا میتونه باشه بهم جرات نوشتن داد. هر سال حال و هوای محرم و عزاداری سید الشهدا باعث میشه سرزمین بلاگستان هم رنگ و روی دیگه ای به خودش بگیره، اغلب بلاگرا درباره ی این ماجرا و حس یا تجربیاتشون نوشتن و خیلی خوب هم نوشتن، به شکلی که خیلی وقتا حسرت پستاشون رو خوردم که ای کاش این نوشته مال من بود :)
اصلا این از جذابیت های وبلاگ نویسیه که پست های وبلاگ رو با همه ی مکتوبات دیگه متفاوت میکنه. آدما در لحظه حس، عقیده و نگرششون به یه مسئله ی خاص رو به صورت کاملا شخصی شده و منحصر به فرد بیان میکنن. ماها قبل از یاد گرفتن خیلی از مسائل زندگی، با این حادثه آشنا شدیم، فرهنگ عاشورا یه جزئی از وجودمون شده و هر کدوم از ما یه چیزی از این ماجرا گرفتیم.
 تصویری که من از اولین دهه ی محرم زندگیم توی ذهنم مونده گهواره ی سبزرنگ حضرت علی اصغر (ع)، عطر گلاب، شربت بعد از روضه و چادر سیاه مادرمه که روی صورتش کشیده و تلاش من برای دیدن چهره ی خیس از اشکش. بزرگتر که شدیم عَلَم و سنج و دمام و پرنده و پرهای رنگی روی علم، پرچم های یا حسین (ع)، پیاده روی با پاهای برهنه، دسته ی زنجیرزن ها، شربت خاکشیر و زعفرون ظهر عاشورا، طعم و عطر قیمه ای که با همه طعم های دنیا فرق داره، قطره شمع های شام غریبان و... بود که توجهمون رو به خودش جلب میکرد. میگفتن: روزی روزگاری یه امام، یه آدم خوب یکی که خدا خیلی دوستش داشت با خانواده ش توی یه دشت بزرگ با آدمای بد و زیاده خواه جنگیده و مظلومانه و غریب به شهادت رسیده، اینم عَلَم قیامشه هنوز برپاست. کی بود این امام؟ چرا اونجا بود؟ چرا جنگید؟ چرا از جوانش گذشت؟ چرا از بچه ی شیرخورش گذشت؟ چی بود این وسط که ارزش این همه سختی رو داشت؟ چی باعث شد یه غم به این بزرگی به جا بمونه؟ کی باید جواب میداد به سوالای من؟ اصلا کی اون وسط فهمیده بود قلب ماجرا چیه؟
 میگفتن: سال ها پیش خدا دید بنده هاش دارن راه رو گم میکنن، پیامبر فرستاد که راه رو نشون بده. این امام عزیز نوه ی پیامبرمون بوده، عزیز بودنش صد برابر میشه. شنیدیم و دیدیم و گذشت.
عاشورا یه بار و یه روز و یه اتفاق نبود. سالی یه بار میاد و یادت میاره که قد این یه سالی که گذشت بزرگ شدی؟ یاد گرفتی فکر کنی؟ درک کنی؟ بفهمی؟ یاد گرفتی بپرسی؟ بگردی؟ پیدا کنی؟
اون روز نوشتم عاشورا یه کلاس درسه نگفتم خودم چی یاد گرفتم سر این کلاس. فلسفه ی عاشورا شاید توی زندگی من این باشه که یه چیزایی نه عادی میشه نه تکراری، نه زمان میشناسه نه مکان. عاشورا واسه من یعنی این که به باوری برسم، باوری که براش از هر چی داری بگذری. و خوش به حال کسانی که به چیزی به بی نهایت حق و حقیقت باور دارن. به این باور که برسی برای پیشوات از جان گذشتن ساده ست مثل تمام اون هفتاد و دو تن. باور که داشته باشی، میشی عباس (ع) وفادار، شجاع، متواضع، راسخ، انسان واقعی، با محبت و فداکار. باور که باشه میشی حضرت زینب (س) صبور، بی پروا، همیشه همراه و رهرو، مهربان، بزرگ و دلیر.
سخته درک عاشورا! ماها معتقدیم عنایت میخواد از جانب خدای مهربون و سرور و سالار این شگفتی.

یه چیزایی شاید باشه با دو دو تای من لادنِ جور در نیاد، یه چیزایی توی ده سالگی برام قابل درک نبوده یه چیزایی الان تو بیست و نه سالگی نیست یه چیزایی رو شاید توی نود سالگی هم نفهمم؛ قطعا دلیلش این نیست جواب اون دو دو تا مبهمه یا متناقض. این ما هستیم که باید خودمون رو متناسب با یه مسئله، یه نیاز یا یه پرسش رشد بدیم. وقتی اون پژوهشگر مسیحی درباره ی برداشتش از عاشورا صحبت میکرد و میگفت: "ماجرایی مثل داستان مسیح یا عاشورا در برابر تاریخ و ادبیات شاید خیلی کوچک به نظر بیاد ولی آنچه که باعث ماندگاری و رشدش در گذر زمان ها شده باوریه که پشت این ماجراها هست. زندگی ایمانی یعنی باور به اینکه کاری رو که درسته انجام بدی در جهت خواست خداوند و باور داشته باشی در زمان و مکان مناسبی نتیجه و ثمر میده." باعث میشه بیشتر به این فکر کنم کدوم بخش از باورهای من هنوز ناقص و ضعیفه.
آدمایی که به جای تلاش برای رسیدن به باور درست و نزدیک شدن به حقیقت جهان، لابلای کتابها، کاغذها، نوشته ها و قضاوت ها گیر کردن برام اهمیتی ندارن. عاشورا همیشه و همه جا هست تا یادمون باشه ارزش هایی رو برای خودمون انتخاب کنیم که ارزش گذشتن از همه ی این دنیا و هر چه درونش هست رو داشته باشه ما که بالاخره یه روزی خیلی زود (زود در مقابل عمر این کره ی خاکی) باید همه چیز رو بذاریم و بریم.

پ.ن: پیشنهاد میکنم شما هم از حستون راجع به این ماجرا بنویسید. شما چی یاد گرفتید؟
موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۲۰
لادن --

نظرات  (۷)

۲۰ مهر ۹۶ ، ۱۲:۱۸ رحیم فلاحتی
در این روزها اظهار نظرهای جاهلانه و مغرضانه ی اطرافیان عذاب آور بوده . بی نگاه به هر آنچه که بر عاشوراییان گذشته ...
پاسخ:
بله متاسفانه 

در عجبم بعضیا چطور بدفهمی عده ای از ماجرای عاشورا رو پای دین میذارن. تعجب از عده ای اهل فکر دارم وگرنه خیلی از مردم که فقط همراه با جریان های روز این سو و آن سو کشیده میشن. امیدوارم خودم در هیچ زمینه ای از این دسته ی اخیر نباشم. 
۲۰ مهر ۹۶ ، ۱۳:۵۵ دل‌آرام محمودی
خیلی سخته برام نوشتن از مسائل اعتقادی.
یعنی ترجیح می‌دم از اعتقاداتم حرف نزنم و عملم هرچی که لازمه نشون بده.
حرف اعتقادی خیلی دل صاف می‌خواد که حالت شعاری نگیره و من کلا از شعار و کلیشه فراری‌ام :(
پاسخ:
بله خیلی سخته و اینکه اعتقاداتت در رفتار و اعمال جاری باشه خیلی خوب و مهمه.
وقتی توی وبلاگم از هر مسئله ای صحبت میکنم شاید بهتر باشه این بخش از وجودم هم ثبت بشه، امیدوارم برای مخاطب شعاری و کلیشه ای نباشه.

اظهار نظرهای جاهلانه و مغرضانه بعضی از اطرافیان رو میشه با دلیل و منطق جواب داد تا هم خودمان عذاب نکشیم و هم این که امر به معروف! انجام داده باشیم و بنده ی نادان خداوند را به راه راست هدایت کنیم!

من متوجه نمیشم که برای درک موضوعی به کجا باید رجوع کرد!؟

 غیر از اینه که جواب سؤالات مان رو باید از لابلای اوراق و نوشته ها و بطور کلی از دل تاریخ بیرون بکشیم؟تناقض هارو از کجا و با چه ابزار و وسیله ای باید جواب داد؟وقتی تاریخ همین دو سه دهه ی اخیر سرشار از دروغ و دیگرگونه نمایش دادن است و با آن چیزی که می بینیم،زمین تا آسمان متفاوت است، وقایع چهارده قرن پیش و نقاط مبهم آنرا نمی توان فقط با حرف زدن توضیح داد.

 

عقیده و مرامی که یرای خوشایند دیگری باشد را باید زباله تلقی کرد!

پاسخ:
امر به معروف شرایط خودش رو داره،  از اونجایی که الان مشمول اون شرایط نمیشم پس وظیفه ای از این باب احساس نمیکنم.
تاریخ رو هم راویان مختلفی مینویسن و بالاخره یه روز دوره ها عوض شده و به اصطلاح ماه پشت ابر نمونده. بهتر اینه که لابلای اون اوراق تاریخی دنبال حقیقت بود نه منابع و مدارکی هم جهت با سلیقه و میل شخصی. 
در هر صورت اینجا محل رسیدگی به شبهات و بحث هایی از این دست نیست و هر کدوم نظر و حس خودمون رو بیان میکنیم. 
ممنون از نظرتون

اما من فکر می کردم امربه معروف و نهی از منکر قایل به زمان و مکان نیست!

بالاخره شما منابع و مدارک رو قبول دارید یا نه!؟

سند و مدرک حتا اگه مطابق میل و سلیقه ی ما نباشه،باید پذیرفت!

تاریخ در طول تاریخ!به سفارش حاکمان نوشته شده و به هیچ کدام اعتمادی نیست.دراین مورد بازهم شمارو به  وقایع رخ داده در کشورخودمون و آنچه به عنوان تاریخ نوشته شده رجوع می دم.

هر کسی با عقیده و مرام شما موافق نباشه،بد فهم معرفی میشه و از طرف دوستمان آقای فلاحتی،لقب مغرض و جاهل بهش داده میشه!

منطق و عقل و شعور جایی برای تعصب باقی نمیزاره.

*وقتی موضوعی رو مطرح می کنید که دارای شبهه است و جای بحث داره، انتظار نداشته باشید چشم بسته قبول کنیم!

پاسخ:
بله
شما میتونید نظر خودتون رو داشته باشید. من به آنچه نوشتم ایمان دارم.

و اما درباره ی آنچه به عنوان مدرک در چند پیام قبلتون نوشتید، متاسفانه کمترین منطقی مشاهده نکردم و سطحی و بی اساس بودن استدلال های ذکر شده جای بحثی باقی نمیذاره. شما هم گویا از جمله کسانی هستید که به ظاهر ماجرا بیشتر توجه دارید. اگر برپایی مراسم سوگواری رو منطقی نمیدونید بهتره به این توجه کنید که این مراسمات بیشتر آیینی برای یادبود واقعه ای مهمه. و خیلی از رسوم ما تنها نمادی از میزان ارادت و علاقه ی شیعیان به امامان هست. اگه در کم و کیف ماجرا ایرادی هست یقینا از بدفهمی ماست، اینکه اصل هدف رو فراموش کردیم و خود عزاداری رو مهمتر از پیامش دونستیم. فکر کنم توی پست توضیح دادم که لازمه برای درک این رویداد قدرت درکمون رو بالا ببریم. 

درباره ی تاریخ هم متخصصانی وجود دارند که اصالت روایات رو تایید یا رد کنن و با استدلال درستی اصل وقایع رو بیان کنن. دست بر قضا آنچه به عنوان استدلال ذکر کردید منبع مطمئن و مورد تاییدی نداره. و اگر بنابر پذیرش سند و مدرک باشه منابع مطمئن تری در باب حقانیت قیام عاشورا موجوده.

+ یادآوری میکنم که من در جغرافیایی نزدیک مکانی که این واقعه رخ داده زندگی میکنم نه در کانادا!
هرکسی به اون چه اعتقاد داره عمل می کنه و نظر دیگران براش فقط در شنیدن اهمیت داره.
انتظار تایید هم نداشتم!
منکر وقایع و اتفاقات محرم نیستم.اما میان آنچه واقعیت دارد و آن چه گفته می شود تفاوت بسیاری هست.منابع اهل سنت را نباید نادیده گرفت.
چقدر زمان لازمه برای بالا بردن قوه ادراک,تا رویداد رو بفهمیم!؟ من تا اونجایی که یادم میاد همیشه و همیشه ایراد از درک ما بوده و نه چیز دیگر!

پاسخ:
هر کسی برای اعتقاداتش دلایلی داره و این زیبایی دنیای آدماست که هر کسی یه مدلی فکر میکنه و باید به عقاید هم احترام بذاریم.
امیدوارم فرصت مناسبی پیش بیاد و بتونم جدی تر در این زمینه مطالعه کنم، قطعا لازمه. 
به نظر شما این از ویژگی درک بشر نیست؟ مگه نه اینکه همه علوم بشری در طول سالها و به مرور تکامل پیدا کردند. 

+ پاسخ کامنت بعد: در مورد مسئله ای که درباره ی دین فرمودید، من با شما موافق نیستم. 
خشونت احتمالا یکی از ابزارهای سیاسته و شاید به همین دلیل باشه که من از سیاست بیزارم. و معتقدم به جای مردان سیاست کاکتوس بکارن هم بهتره.
یه بنده خدایی میگفت: برداشت ما از دین باید به گونه ای باشد که با آزادی منافاتی نداشته باشد. کلی تعبیر و سو تعبیر از حرفش شد، منم به پشت پرده ی این حرف کاری ندارم ولی معتقدم خیلی جاها این برداشت نادرست ما از دینه که اصل دین رو اونجور که باید و شاید نشناخته و نشناسوندیم.
بعید میدونم هیچ دانشمندی معتقد باشه که در نظریه ای به یقین رسیده. هیچ جواب قطعی برای هیچ مسئله ی علمی وجود نداره. ( هیچ اصلی قطعی نیست جز اصل عدم قطعیت :))
فلسفه، منطق و سایر علوم انسانی از علم و درک بشر ریشه میگیره و این واضحه که علم بشری روز به روز داره پیشرفت میکنه و هیچ کس نمیتونه نقطه ی پایانی برای این سیر تکاملی متصور بشه. این دلیل شاهد خوبی به نیاز یه عالم مطلق نیست؟!  به نظر من که اینطوره.
+ + چون وبلاگ ندارید مجبورم جواب رو اینجا بنویسم.  فکر کنم بهتره این بحث مفصل رو تموم کنیم هیچ وقت جواب مشخصی برای این مسائل وجود نداشته و هر کس یه نظری داره.

یعنی شما چیزهایی رو که با چشم خودتون هم می بینید باور ندارید!؟

 من نوعی از چه کسی جواب سؤالاتم رو بگیرم!؟

کی درست میگه و کی دروغ!

کدام برحق و کدام ناحق!؟

به نظرم ناکارآمدی دین در دنیای امروز،بخوبی ثابت شده.

 

ممنون از حوصله ای که به خرج دادید.

پاسخ:
امیدوارم به جواب سوالاتتون برسید
من که جوابام رو گرفتم!
پاسخ:
که این طور! 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی