طعم تند لادن

طعم تند لادن

"یادداشت های لادن" بخشی از تجربیات و تفکرات نویسنده ست.
از اینکه مطالب این وبلاگ را بدون اجازه کپی نمیکنید سپاسگزارم.

+ برخی از مطالب قدیمی که مناسب زمان خاصی بوده، به خاطره ها پیوسته.

یادداشت 226، کاش ترجمه بشه

سه شنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۴۳ ب.ظ

نمیدونم چرا کتابای سیذارتا موکریجی پزشک و نویسنده ی هندی ترجمه نمیشه مخصوصا مشتاق خوندن کتاب «داستان خودمانی ژن» هستم. یه بار هم تصمیم گرفتم از نسخه ی ای بوک مطالعه کنم با اینکه خیلی از خوندنش لذت میبردم ولی خیلی وقت گیر بود مجبور شدم کنار بذارم. ای کاش زودتر ترجمه بشه. ای کاش کتابای علمی پرطرفدار، علاقمندان بیشتری توی این کشور پیدا کنن و دست کم آثار درجه یک دنیا زود ترجمه بشه.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۱۱
لادن --

نظرات  (۲)

اتفاقا منم نمیدونم چرا کتابای نویسنده های خودمون از جمله جعفرمدرس صادقی-سعیدی سیرجانی-دولت آبادی-غلامحسین ساعدی وووووو

چاپ نمیشن!؟

 این نویسندگان،نه خودشون درجه یک دنیا هیستن و نه آثارشون.

اما باید اینو جواب بدید که ما کجای این دنیا قرار داریم!؟

اوضاع از اون چیزی که فکر می کنید،خیلی وخیم تر و وحشتناکتره!

پاسخ:
این کتابی که در این پست اشاره شد یه داستان علمیه و مربوط به سلیقه ی شخص یا گروهی نیست و احتمالا دلیل ترجمه نشدنش استقبال کم مردم از آثار علمیه به ویژه علوم طبیعی و نیاز شخصی هر انسان به شناخت طبیعتی که بهش تعلق داره و خودش هم جزیی از اونه. 
مردم ما حق دارن به مسائلی فراتر از سلیقه ی سیاسی، حزبی، عقیدتی بیاندیشن. بدترین مسئله ی ما میتونه این باشه که هیچ وقت یاد نگرفتیم زندگی کنیم در کنار همه ی مشکلاتی که هست

+ اگه کسی مشتاق خوندن آثاری که نام بردید باشه با کمی تلاش میتونه بهشون دسترسی پیدا کنه، اگه خوندن این چهارتا کتاب مشکلی حل میکنه. اگر هم منظورتون اجازه ی چاپ و نشر باشه که خب دست اندرکاران این حوزه برن برای حقشون بجنگن، من و وبلاگم چه کاری ازمون بر میاد! 

چیزای دیگه ای هم هستن که خوندن شون هیچ دردی رو دوا نکرده و نخواهد کرد.

کتابای این نویسندگان هم داستان است و گاهی سرگذشت خود نویسنده.که ظاهرا نباید کسی بفمه که براین نویسندگان چی گذشته!!!

جوان درس خوانده وبی کار،دلش میخواد زندگی کنه،اما راه وروش کنار اومدن با این مشکل بیکاری رو بلد نیستن!کاش می گفتید چطوری باهاش کنار بیان و زندگی کنند!

به وقتش همه خودشون رو کنار میکشن!خب برن بجنگن،اصلا چه ربطی به من داره!فکر می کردم ما هم باید درقبال بعضی موضوعات مسؤل باشیم.

شکایت از خدارو به کجار باید برد!!!!!؟

پاسخ:
ارتباطی بین این مسائل با پست نمیبینم...


همیشه موضوعاتی برای غم و گله و شکایت هست، اصلا مشکلات همیشه بوده و هر دوره به شکلی رخ نشون داده. ولی این دلیل نمیشه آدما از بهانه های کوچکشون واسه شادی و زندگی کردن بگذرن. هر کدوم در جای خودش!
من حرفام رو در قالب پست ها بیان میکنم و تا جایی که نظرم عوض نشده باشه پای نوشته هام میمونم. قبلا هم گفتم اگه بخوایم همه ی مشکلات مختلف رو کنار هم ببینیم و ازشون یه غول بی شاخ و دم بسازیم و مدام به این فکر کنیم چی یا کی پشت این غول مشکلاته، غلبه بهشون سخت میشه. هر مشکلی برای حل شدن باید تا جای ممکن کوچک بشه و جز به جز بررسی بشه که مسلمه که یه کار تخصصی و مربوط به کسانی میشه که ازش سر در میارن وگرنه نشون دادن یه مشکل و داد و فریاد کردن درباره ش که تخصص نمیخواد. بله شاید وظیفه ای که ما داریم در برابر مسائلی که ازشون سر در نمیاریم ( به صورت حرفه ای) این باشه انکارشون نکنیم، بنابر منافع خودمون بزرگ یا کوچکتر جلوه ش ندیم و...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی