کیه که دلش نخواد همیشه از خوشی ها بنویسه؟! اما... 


پ.ن: برای مشاهده ی ادامه ی مطلب و ارسال نظر روی عنوان پست کلیک کنید تا در صفحه ی جدید باز بشه.

با خودم فکر میکنم خیلی از ماها توسط قلدرهای اطرافمون که دنیا بهشون به ناحق زیادی میدون داده از بین رفتیم. روح، جسارت، رویا و انگیزه های درونمون به آتش کشیده شده و یا به آرومی اکسید شده. همه مون یه مشت خاکستر متراکم لعنتی هستیم که روی دو پا راه میریم. یه مشت کربن بی خاصیت که زیر پستمون مخفی کردیم و روکش پوستینمون رو به سیلی خوش خیالی سرخ نگه داشتیم...

شایدم اشتباه میکنم و هنوز اون زیر لابلای کربن و هیدروژن و چند تا عنصر مسخره ی دیگه یه خبرایی باشه. کاش باشه!