بازم یه سوژه ی مجازی دیگه

فلان مجری تلویزیونی توی آپارتمان شخصیش میمیره هزار تا داستان باید بشنویم هزار تا توجیه، اون یکی هنرپیشه اور دوز میکنه میگن داروی اشتباهی مصرف کرده، یه ورزشکار به خاطر عکسای نامتعارف همسرش میره کمیته انضباطی، یه جشنواره به خاطر پوشش نامناسب خانمای بازیگر زیر سوال میره، یه روزنامه با الفاظ رکیک اون توهین ها رو به یه جامعه هنری میکنه، یکی به خاطر برداشتن حجاب و مهاجرت هزار تا مخالف و از اون طرف هزار تا هوادار سینه چاک پیدا میکنه، این یکی بخاطر انتخاب پوشش متفاوت به قبلش هزار تا برچسب میخوره، یکی اعتراض میکنه چرا باید خالکوبیاشو بپوشونه اون یکی داره با دفترچه نقاشی روی بدنش جولون میده اووووف! این یکیا شعار مرگ بر استکبارشون گوش فلک رو کر کرده، از اون طرف اولین مقصد تفریحی و تحصیلیشون لونه ی استکبار جهانیه، روی گندکاری یکی به خاطر حزب سیاسی یا حرفه ش سرپوش گذاشته میشه و اون وقت یه پژوهشگر به خاطر اعتقادات یا حتی تن صداش به راحتی کنار گذاشته میشه و آب از آب هم تکون نمیخوره، یکی هم پیداشده  سهمشو از انقلاب بر میداره یکی هم به ژنش مینازه! فضای مجازی پر شده از تیترای خاله زنکی، از قیافه های حال بهم زن مصنوعی، از شعار و اظهار نظرهای بی اساس، از عقده، آخ! عقده ! اینهمه...!؟

به قول علی دایی: ببخشید کجای دنیا...