طعم تند لادن

طعم تند لادن

"یادداشت های لادن" بخشی از تجربیات و تفکرات نویسنده ست.
از اینکه مطالب این وبلاگ را بدون اجازه کپی نمیکنید سپاسگزارم.

+ برخی از مطالب قدیمی که مناسب زمان خاصی بوده، به خاطره ها پیوسته.

یادداشت 198، ها؟ چی؟

چهارشنبه, ۱۰ خرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۳۷ ب.ظ

یه زمانی آدمای غارنشین با صداها و حرکات بدن با هم ارتباط برقرار میکردن، جوابگو نبود و زبان کلمه ها به وجود آمد. الان انقدر در رابطه با بقیه و به خصوص پدر و مادرم، کلمات ناکارآمد شده که دارم به اختراع یه زبان جدید فکر میکنم. 

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۶/۰۳/۱۰
لادن --

نظرات  (۵)

۱۰ خرداد ۹۶ ، ۲۳:۰۳ مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
زبان ِ سکوت عزیزم
کاملا تضمینی هم هست:/
پاسخ:
من از این هم نتیجه نگرفتم، پیشنهاد بعدیتون؟
رقص مثلن! البته یک رقص خاص!!
پاسخ:
چیزی شبیه سیستم زنبورها 
این جای فکر داره، ممنونم
هوووم پیشنهاد خوبیه بیا با هم راجع بهش فکر کنیم:)


پاسخ:
آره دیگه راهی باقی نمونده، باید خودمون دست به کار بشیم
من که توی انتقال منظورم درموندم... اونام دقتشون کم شده، تلاش برای حفظ حرمت بینمون سخته
به همون حرکات سر و بدن روی بیار جواب میگیری. شاید خیلی مدرن  نباشه اما هرچی باشه اونها پدر و مادرن و خیلی راحت از طرز نگاهت میفهمن
پاسخ:
گاهی فکر میکنم اصلا نمیخوان درک کنن، با توجه به مشکل بیکاری نسل جوان که توی این دوره بیش از همیشه وجود داره، یه حس ـ همینی که هست ـ توی وجود پدر و مادرا شکل گرفته
آره حق باشماست 
توی ادبیات یک دوره ای هست به نام بازگشت. 
به نظرم وقتش شده ما هم مجدد رو بیاریم به نقاشی های روی دیوار غار!

پاسخ:
اینم یه راهشه!

ممنون از نظرتون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی