طعم تند لادن

طعم تند لادن

"یادداشت های لادن" بخشی از تجربیات و تفکرات نویسنده ست.
از اینکه مطالب این وبلاگ را بدون اجازه کپی نمیکنید سپاسگزارم.

+ برخی از مطالب قدیمی که مناسب زمان خاصی بوده، به خاطره ها پیوسته.

یادداشت 190، تلخ مثل طعم واقعی حقیقت

سه شنبه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۱:۳۳ ب.ظ

ماها عادت کردیم همیشه دنبال چیزای خوب باشیم. اما خوب چیه؟ بهترین طعم چیه؟ بهترین حالت کدومه؟ بین غم و شادی همیشه شادی گزینه بهتره ست؟ شاید واسه همینه همش از زندگی و دنیا و هر چی اون تو هست ناراضی هستیم.

برای شما هم پیش اومده بعد از تماشای فیلمی به شدت تحت تاثیر قرار بگیرید و حالتون بد بشه؟ شده کتابی حسابی روحیه تون رو بهم بریزه؟ یا بعد از درک درست یه مسئله خاص احساس کنید که دیگه هیچ چیز مثل قبل نمیشه و دیدتون درباره ی این ماجرا روی بقیه ی زندگیتون تاثیر بذاره. من این جور وقتا خیلی عذاب میکشم ولی از این اتفاق راضی هستم، ذهنم همش میگه: بنویس مثل تلخی قهوه یا تندی گلبرگ لادن ولی من این مثالا رو نمی پسندم. تلخ مثل طعم واقعی حقیقت!

اون موقع که بچه مدرسه ای و پشت کنکوری بودم داداشم میگفت هر جا احساس کردی درس زیادی برات سخت شد بدون داری یاد میگیری. راست میگفت. فرایند یادگیری جوریه که در ابتدا همه چیز به نظر ساده میاد و وقتی قراره به دنبال دلیل منطقی یا روش اثبات باشی میبینی داستان به این سادگیا هم نیست. این طعم تلخ این حس ناخوشایند لازمه برای فهمیدن. خدا کنه توی مسیر باشم.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۲/۱۲
لادن --

نظرات  (۳)

برای دریافت و حس کردن بهترین حالت و بهترین طعم،باید ملاکی وجود داشته باشه.یعنی این حالت و طعم رو با چیزی سنجید و اندازه گرفت!شاید اون چیزی که واسه من بهترین هست،برا شماچندان خوشایند و قابل قبول نباشه.میخوام بگم این موارد به روحیات و افکار واندیشه های افراد مربوط میشه.

.............

بودن و نبودن آدم ها در کنار ما به رفتار خودمون بستگی داره.چیکار کردیم که بعضی ها هستن،وچیکار کردیم ویا چیکار نکردیم که بعضی ها نیستن!؟

مثلا من نوعی چه عملی ازم سرزده که مدت هاست دوست قدیمی م یه کامنت خشک و خالی واسه نوشته هام نمیزاره!؟

پاسخ:
حرف من اینه نباید دنبال حال خوش و مطلوب باشیم، اینجوری بی عار و خودخواه میشیم، سنگدل میشیم... شاید بد نباشه با تلخی و تندی هم مواجه بشیم. انسان شدن ساده نیست، امیدوارم توی مسیر باشم.

آره ولی همیشه هم دست ما نیست، طرف مقابل هم انسانه با انتخاب و ایده آل های خودش. ما که نمیتونیم مدام دنبال این باشیم که دیگران چی ازمون انتظار دارن.  هنر کنیم خودمون باشیم، بی ریا بی ادا.. 

 تقریبا محاله که همه چی مطلوب و ایده آل باشه.اما یه حداقل هایی باید باشه که با اونا بتونیم نگاهی رو به جلو و امیدوارانه داشته باشیم.واین هرگز به دست نمیاد مگر با خواست و اراده  و عمل خودمان.

.......

اگه قرار باشه طبق انتظار و توقع دیگران رفتار کنیم که کلاه مون پس معرکه س!!!و هر روز باید رنگ عوض کنیم!

به نظرم لزومی نداره آدم ها به عقاید هم احترام بزارن!همین که کاری به کار هم نداشته باشن کفایت می کنه.

 

پاسخ:
بله
۱۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۳:۳۶ مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
وای وای لادن:))))
سه و سی و چهار دقیقه س و من ِ بیخواب داشتم تو کامنتای وبلاگم وول میخوردم که رسیدم به کامنت تبریک تو برای روز دانشجو که تو هرزنامه بود
:)))))
چرا اونجاشو نمیدونم لابد دست من خورده بهش و منو از لذت خوندنش محروم کرده یک دنیا بابت محبتت ممنونم دختر اونقدر انرژی گرفتم ازش که خدا میدونه;)))
پاسخ:
هرزنامه ی ناقلا!
تا باشه از این لذتا
ذوق و انرژی به منم منتقل شد، ووووییییی چه باحال! 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی