طعم تند لادن

طعم تند لادن

"یادداشت های لادن" بخشی از تجربیات و تفکرات نویسنده ست.
از اینکه مطالب این وبلاگ را بدون اجازه کپی نمیکنید سپاسگزارم.

+ برخی از مطالب قدیمی که مناسب زمان خاصی بوده، به خاطره ها پیوسته.

یادداشت 184، آبادان + مسابقه عکاسی

چهارشنبه, ۱۶ فروردين ۱۳۹۶، ۰۳:۳۰ ب.ظ

برای من مثل خیلیای دیگه آبادان با همه ی نقاط زمین فرق داره. آبادان فقط یه شهر نیست، بلکه چیزی شبیه یه آرمانشهره. گواهی این ادعا زندگی مردمانی از اقوام مختلف با آداب و رسوم و حتی مذاهب متفاوت در کنار همدیگه در کمال صلح و آرامشه. از هر جای دنیا پا به این شهر بذاری و قلبت برای این شهر و مردمش بتپه و احساس تعلق خاطر پیدا کنی کافیه تا برای همیشه یه آبادانی بشی، یه آبادانی که با وجود دارا بودن همه ی داشته های گذشته ش یه بخش جدید و باحال به زندگیش اضافه شده. مردم گرم، زود جوش، پر انرژی، شاد و باصفا هیچ جای دنیا با این کیفیت و به این تعداد یه جا دیده نمیشه.

از بچگی تماشای کلیسا (کلیسای قاراپت مقدس/پارکانت فعلی) دیوار به دیوار مسجد (مسجد امام موسی بن جعفر (ع) ) یه حس خوبی بهم میداد. اینکه چقدر راحت میشه از تفاوت ها گذشت و با احترام به عقاید همدیگه کنار هم زندگی خوب و خوشی داشت. از نمونه های دیگه ی این چنین همسایه ها توی آبادان به مسجد باب المراد که در فاصله 150 متری کنیسه ی یهودیان قرار داره میشه اشاره کرد.

از سال 1289 شمسی که پالایشگاه آبادان تاسیس شد مردم از همه جای دنیا برای کار به این شهر اومدن، مسلما هر کدوم مذهب و مسلک خودشون رو داشتن و در نتیجه تعداد زیادی عبادتگاه از اقوام گوناگون در این شهر هست. بعد از ملی شدن صنعت نفت مردم از شهرهای مختلف به آبادان اومدن و برای اینکه در مراسمات مذهبی در کنار همشهریان خودشون باشن حسنیه ها و مساجد مخصوص به خودشون ساختن، پس طبیعیه که جا به جای آبادان چشممون میخوره به مسجد ایروانی ها، مسجد کردها، مسجد رنگونی ها، حسینیه بوشهری ها، حسینیه جهرمی ها و...

چند روز پیش که تصمیم گرفتیم مسیری رو که اغلب با ماشین میرفتیم، پیاده و از کوچه پس کوچه ها بریم، رسیدیم به حسینیه ی جهرمی های میقیم آبادان (که روی سردرش نوشته شده سنه 1377) اگه اشتباه نکنم مربوط میشه به اوایل دوران پهلوی اول، چند دقیقه ای ایستادم و یه دل سیر نگاهش کردم، دفعه ی قبل که دیده بودمش انقدر برام جالب نبود، گرچه از دوربین گوشیم اصلا راضی نیستم اما گوشی رو برداشتم و چند تا عکس از حسینیه گرفتم. اینجا بود که تک مناره ی آجری ساختمان پشت حسینیه توجهم رو جلب کرد. زمانی که به کوچه ی پشت حسینیه رفتیم یه بنای آجری خیلی جمع و جور دیدیم که روی تابلوی بالای درش نوشته شده "مسجد جامع بلوچهای آبادان". یه مسجد اهل تسنن دقیقا پشت به پشت حسینیه ی جهرمی ها. جدی جالب نیست؟ آبادان شهری که هر کس واردش میشه دیگه غریبه محسوب نمیشه و با حفظ هویت قبلیش به مقام "آبادانی" نائل میشه؛ و به همین دلیله که مردم جهان به دو دسته ی کلی تقسیم میشن: دسته اول: اونایی که آبادانی هستن. دسته دوم: کسانی که دوست دارن آبادانی باشن. :))

هر چند آبادان امروز با اون چه در گذشته بوده خیلی تفاوت داره، هر چند هنوز زخم های بر جا مونده از جنگ تحمیلی التیام نیافته و هزار و یک مشکل دیگه وجود داره اما قلب تپنده ی اقتصاد نفتی کشورمون همچنان پر شور میزنه. امیدوارم روزی برسه که همه ی مردم کشورم در کنار همه ی مردم جهان در صلح و آرامش و به دور از هر گونه دشمنی و اختلاف و خودخواهی و زور و ستمی زندگی کنن.


+ چند تا از عکس های مربوط به حسینه و مسجدی که در متن اشاره شد، در قسمت ادامه مطلب میذارم، تماشا کنید.

+ این عکس ها با وجود آماتوری بودنم و تنها به دلیل سوژه ی جالبشون با هدف معرفی به دوستان وبلاگ نویسم در مسابقه ی عکاسی آقای دکتر شرکت داده میشه. (خدا رو چه دیدی شاید جایزه هم بردیم.)

+ اگر مایلید بیشتر با اماکن دیدنی و فرهنگ آبادان آشنا بشید مطالعه این صفحه هم خالی از لطف نیست.


حسینیه ی جهرمی های مقیم آبادان؛ اگر خوب دقت کنید مناره ی مسجد جامع بلوچها رو پشت ساختمان حسینیه میبینید



مسجد جامع بلوچها (مسجد اهل سنت)



و اما...
یادگارهای جنگ تحمیلی بر پیکر حسینیه ی جهرمی های آبادان




+ نوشته ی کاشی کاری های حسینیه:
کی گمان داشتم ای من به فدای سر تو / که بدین حال ببینم سر بی پیکر تو
غرقه در خون نگرم ماه رخ انور تو / بی تو بابا چه کند دختر غم پرور تو

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۱/۱۶
لادن --

نظرات  (۲)

خیلی جامع و کامل بود
جدااا من فکر نمیکردم همچین جای باحالی باشه آبادان
بنظرم خیلی زیباست مثلا مسجد و حسینیه و کنیسه کنار هم باشه
در شهری که هر کسی با هر دین و مذهبی پروردگارشو عبادت کنه واقعا یه آرمانشهره
پاسخ:
متشکرم 
کاش زیاد بشه این منش بین همه مون. 

از آخرین باری که آبادان رفتم خیلی سال می گذره. 

 شهر و مردمی دوست داشتنی.

یاد محمد زحمت کشان افتادم با اون پای مصنوعی ش.این بشر  توی دانشگاه بمب خنده وشوخی بود و چقدر زود با همه اخت می شد.

امیدوارم آبادانی به آبادان و خوزستان برگرده

پاسخ:
زود اخت شدن از ویژگی های جنوبیاست
امیدوارم به همه جای این کشور برگرده، بویژه مناطق محروم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی