...

...

...

"یادداشت های لادن" بخشی از تجربیات و تفکرات نویسنده ست.
از اینکه مطالب این وبلاگ را بدون اجازه کپی نمیکنید سپاسگزارم.



+ برخی از مطالب قدیمی که مناسب زمان خاصی بوده، به خاطره ها پیوسته.

یادداشت 165، خاص و البته خوشبخت

دوشنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۰۰ ب.ظ

آدمای خاص و متفاوت رو دوست دارم، میترا خانم یکی از اوناست. یکی از دوستای قدیمی مامانمه و خاطرات روزای سخت گذشته مون رو از خودمون بهتر میدونه. چرا گفتم خاصه؟ چون همیشه پر انرژی و سرزنده ست، مدام در حال یادگیریه و برای یاد گرفتن چیزای جدید خیلی علاقه نشون میده، اون روز که اومد خونه مون موهاشو خیلی شیک و مرتب روی سرش جمع کرده و لباس گلبهی پوشیده بود با یقه ی گیپور سفید. به مامان گفتم: خودش برای بلوزش یقه گذاشته؟ شبیه بلوزش توی بازار دیدم ولی این یکی خیلی زنونه تر بود. مامان گفت: نمیدونم ولی از اینا هست که چنین کاری بکنه. یهو رفتم به خاطره ای از سالهای قبل، روزی که میترا خانم منو برد سر کمد لباسی خودش و دخترش، اونجا لباسایی رو دیدم که با سلیقه و ظرافت خاصی تزیین شده بودن.

چند روز پیش که این خانم برای دیدن مامانم اومده بود منو کنار خودش نشوند و برام جریان آشناییش با مامان را تعریف کرد، آدم خاصیه چون میتونه خاطرات تلخ و تند را شیرین و تاثیرگذار تعریف کنه.

برام تعریف کرد که با دخترای کم سن و سالی که توی باشگاه دیده دوست شده و آدم خاصیه چون به خاطر تارهای موی سفیدش ناراحت نیست و با لبخند میگه: اینا رو من در عوض یه عمر تجربه به دست آوردم حالا مونده تا شما به اینا برسید.

میترا خانم دانشگاه نرفته و به نظرش درس خوندن کار سختیه و یه جورایی دلش به حال من میسوزه که همش سرم توی کتاب بوده و هست اما تمام دوره ها و کلاسای فرهنگی و هنری و حتی ادبی را شرکت میکنه. آدمیه که وقتی توی نمایشگاه خیریه یه دختر معلول نقاش میبینه آدرس و شماره ش رو میگیره تا بهش سر بزنه و به جای کمک نقدی چند تا تابلو از نقاشیا را بخره.

یه ویژگی دیگه که من میپسندم اینه که به جای اینکه از این و اون یا حتی از زندگی خودش حرف بزنه با یه سوال "راستی فلانی آشپزی هم میکنی؟" که البته مشخصه که جواب سوال مثبته و سوال بعدی "غذاهای جدید هم درست میکنی؟" فضای گفتگو را کاملا عوض میکنه. گوشی را بر میداره و اول عکس پسر و دخترشو که من خیلی ساله ندیدم نشون میده و بعد هم از کلاس مجازی آشپزیش میگه به اضافه ی دستور تهیه ی خمیر جادویی و انواع پیراشکی و غذاها و دسرهای جورواجور. بعد تزیینات ژله ی شب یلدا و عکسای اون شب.

من هیچ وقت نفهمیدم توی گذشته چه اتفاقاتی براش افتاده و مشکلش با مادر شوهرش چی بوده وقتی فقط با یه اشاره از این قضیه رد میشه و برام تعریف میکنه هفته ی گذشته با مادر و مادر شوهرش رفته آرایشگاه و عکسای اون روز رو بهم نشون میده با خودم فکر میکنم یعنی به همین سادگی میشه غصه و کینه رو کنار گذاشت؟ البته بی انصافی نباشه مطمئنا برای خودش سخت بوده اما نتیجه این که الان رابطه ی صمیمی و خوبی با خانواده ی همسرش داره. میگه: بزرگتر همیشه بزرگتره و جاش بالاست. (من با این حرف مخالفم و احتمالا روزی در این باره یه پست بذارم)

میترا خانم مغازه داشت، همه ی لباسهای مغازه از بهترین جنسای بازار و میشه گفت بهتر از بقیه ی جنسای بازار بود، یه ویژگی دیگه ش همین که همیشه بهترین ها رو انتخاب میکنه و البته با مشتری هم راه میومد، انقدر کیفیت لباسایی که از مغازه ش میگرفتیم خوب بود که هر کدوم تا سالها همراهمون بود (و حتی هست). برای مامان تعریف کرده بود که از فروش بافتنی و قلاب بافی های دستی خودش شروع کرده و من به عنوان آدمی با هوش اقتصادی قابل قبول دوستش دارم.

برای اینجور آدما خیلی راحت میتونی از آرزوها و اهدافت بگی نه تنها دستت نمیندازن بلکه تشویقت هم میکنن و بلند پروازی هاتو دست یافتنی توصیف میکنن. به مامانم میگفت: خیلی خوبه اگه به چشم یه هدف بهش نگاه کنی حتما بهش میرسی.

مادرمم آدم خاصیه خیلی خاص، یه خانم خاص با سرگذشتی پر فراز و نشیب و یه آدم موفق و با اراده، انقدر خاص که دوستش میگفت: من همیشه داستان زندگی تو و کارایی که تونستی انجام بدی برای دوستام تعریف میکنم و به هر کسی توی شرایط سخت قرار داشته باشه میگم کاری غیر ممکن نیست و مثالش شما هستید.


من خوشحالم که چنین مادری دارم که چنین دوستان خاصی داره، زنی که هیچ وقت دست از تلاش برای رسیدن به اهداف و آرزوهاش برنداره قابل ستایشه، هر انسانی که در جهت رویاهاش تلاش کنه ارزشمنده اما وقتی مادر باشی و یاد بگیری خودت رو وقف نکنی و در کنار فرزندانت و به خاطر اونها رشد کنی و هر روز رویاهای جدید بسازی این چیزیه که از بقیه متمایز و برجسته ترت میکنه. از نظر من با همه ی این ویژگی هاست که آدمی خاص و احتمالا خوشبخت و راضی میشه.

  • لادن ..

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی