طعم تند لادن

طعم تند لادن

"یادداشت های لادن" بخشی از تجربیات و تفکرات نویسنده ست.
از اینکه مطالب این وبلاگ را بدون اجازه کپی نمیکنید سپاسگزارم.

+ برخی از مطالب قدیمی که مناسب زمان خاصی بوده، به خاطره ها پیوسته.

یادداشت 157، نوجوانی

شنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۵، ۱۱:۲۷ ب.ظ

چند وقتی هست که دلم بدجور هوای نوجوانیم را کرده، اون روزا که بین قفسه های کتابخونه میچرخیدم و عنوان کتابای بزرگتر از سنم را میخوندم، کتابایی که حتی عنوانش برام قابل درک نبود. خوبیش این بود که از عمو یاد گرفته بودم چه جوری معنی یه واژه را از لغت نامه پیدا کنم. اولین بار معنی واژه ی "استثمار" را به این روش پیدا کردم. اون روزا مجموعه کتابای هری پاتر خیلی جنجال به پا کرده بود، توی تمام مجله ها و هفته نامه های کودک و نوجوان درباره ی این داستان مطلب نوشته میشد، یه بخشی از اون دوران با تب هری پاتر گذشت. کتابای افسانه ی پریان، داستان های شاهنامه، قصه های هزار و یک شب.. .

نوجوانی یعنی همون دورانی که نه بزرگ بودیم نه بچه، نه از عروسک بازی و کارتون خوشمون میومد نه از اخبار تلویزیون چیزی حالیمون میشد، یعنی منحصر به فردترین دوران زندگی. 

برای من نوجوانی به منزله ی خداحافظی با کانون پرورش فکری کودک و نوجوان بود. کانون که از دوران دبستان، از رشت تا سال آخر دوره ی راهنمایی توی خوزستان یه پای همیشگی خاطره هام شده بود، شوق خوندن و نوشتن و لذت بردن از ادبیات و هنر را صد چندان کرد توی وجودم. 

چقدر خوب که دست کم این بخش از کودکی و نوجوانیم توی چنین حال و هوایی گذشت. این باعث شد خیلی از شرایط نامطلوبی که بعدها باهاش مواجه شدم ساده تر پشت سر بذارم. 

گفتم دلم هوای نوجوانی را کرده بود و از قضا کتاب "رویای نیمه شب" نوشته ی مظفر سالاری سر راهم سبز شد، از همون صفحات اول کتاب احساس کردم حس و حال کتابایی را داره که توی نوجوانی خونده بودم،  بعد که درباره ی کتاب سرچ کردم، خوندم که نویسنده این کتاب را بیشتر برای این گروه سنی نوشته. شاید بد نباشه سری به کتابایی که سالها پیش خوندیم بزنیم یا حتی کتابای بچه ها را ورق بزنیم، من که بهش احتیاج داشتم. 

+ تصمیم دارم بخش هایی از متن کتاب رویای نیمه شب را به زودی اینجا بنویسم. 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۹/۲۷
لادن --

نظرات  (۴)

۲۸ آذر ۹۵ ، ۰۰:۱۷ رحیم فلاحتی
سلام
اتفاقن من هم الان یک کتاب کودک ونوجوان دستمِ .
" آقای بوگندو "  نوشته ی دیوید ویلیامز و ترجمه ی رضی هیرمندی . هرازگاهی لابه لای بقیه ی کتاب های جفنگ یک کتاب خوب نوجوان حال آدم رو خوب می کنه .
پاسخ:
سلام 
بازم دارید یه کتاب خوب میخونید. امیدوارم همیشه حالتون خوب باشه. 
من الان "آخرین انار دنیا" از بختیار علی دستمه، هنوز اول کتابم ولی خیلی جذبش شدم.
۲۸ آذر ۹۵ ، ۱۴:۲۱ رحیم فلاحتی
سلام
آخرین انار دنیا   عالی ست .
 "سریاس صبحگاهی" ، " ممد دل شیشه ای "
 با ترجمه ی آرش سنجابی خوانده م .  یک بنده ی دیگه ای ترجمه کرده بود : " سریاس صبحدم "  ولی من " صبحگاهی " را بیشتر دوست داشتم :))
لذت ببرید از " آخرین انار دنیا "  ! امیدوارم یلداها و انارهای سرخ بسیاری ببینید و بچشید !
پاسخ:
سلام 
من دارم با ترجمه ی مریوان حلبچه ای میخونم(همون بنده ی دیگه)، البته از نسخه ی پی دی اف میخونم. اگر خود کتاب را با این ترجمه که شما معرفی کردید ببینم حتما میخرم. :))
آخرین انار دنیا را یکی از خواننده های خوب همین وبلاگ بهم معرفی کرد، بعد از تحقیق درباره ش مشتاق خوندنش شدم. 

سپاسگزارم همینطور برای شما ، پیشاپیش یلداتون مبارک 

پدرم کتاب ملخ ها،نوشته ی شهیدکبیر بهروز دهقانی رو برام آورد. هنوزم اونو دارم.

دوماه قبل بود که کتاب آخرین انار دنیا به همراه کتاب از میان شیشه از میان مه که بعدازحدود25سال اجازه ی چاپ گرفته،به دستم رسید.

خوندم و لذت بردم.

خوندن کتاب *وخدایان دوشنبه ها می خندند* رو پیشنهاد میدم.

پاسخ:
کم پیدا شدید آقای تابان، خیر باشه انشالله 
خیلی سپاسگزارم از معرفی کتابها
یاد پدرتون گرامی 

روزام به خوبی نمی گذره! کله م پرشده از سوال های بی جواب!

اما پست های شمارو به موقع می خونم.گرچه ممکنه همون موقع نظر نزارم.

*خواهش می کنم.

*زنده باشید.امیدوارم سایه ی بزرگ ترها بالا سرتون همیشه گی باشه

پاسخ:
هیچکس تو این دنیا موندنی نیست، سخت نگیرید به خودتون
متشکرم، همچنین برای شما 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی