طعم تند لادن

طعم تند لادن

"یادداشت های لادن" بخشی از تجربیات و تفکرات نویسنده ست.
از اینکه مطالب این وبلاگ را بدون اجازه کپی نمیکنید سپاسگزارم.

+ برخی از مطالب قدیمی که مناسب زمان خاصی بوده، به خاطره ها پیوسته.

یادداشت 132، من جزئی از ما

يكشنبه, ۴ مهر ۱۳۹۵، ۰۹:۱۲ ب.ظ
زندگی شخصی ما آنقدری که خومون فکر میکنیم شخصی نیست به عبارت دیگه حتی شخصی ترین انتخاب های ما توی زندگی اطرافیانمون، خانواده، همشهری ها و گاهی کل جامعه تاثیر میذاره هر چند کوچک و ظاهرا ناچیز. ما نمیتونیم هر جور که دلمون میخواد یا راحتتریم زندگی کنیم، لباس راحتی خونه مون با لباسی که برای دانشگاه یا سرکار یا مهمونی میپوشیم فرق میکنه. همون شوخی هایی که توی جمع دوستانمون داریم جلوی پدر و مادر نداریم. این خوبه یا بد؟ چه میزان از این انتخاب ها خودخواسته ست و چقدرش تحمیل شده؟ آیا این با آزادی و حقوق و اختیارات ما تضاد داره؟
دوره ی کارشناسی توی یه مجتمع خوابگاهی بزرگ زندگی میکردم، جایی که یه محوطه ی خیلی وسیع داشت با حدود ده تا ساختمان چند طبقه که دانشجوهای ورودی ها و مقاطع مختلف توی اون اقامت داشتن. کنار این مجتمع خوابگاهی یه منطقه ی نظامی بود که مثل همه ی مکانهای مشابهش دارای چند تا برجک نگهبانی بود که بیست و چهار ساعته سربازی در حال پست دادن بود. یکی از این برجک ها به محوطه ی پشت ساختمان خوابگاهی ما اشراف داشت. با وجود اینکه فاصله خیلی زیادی بین برجک و ساختمان خوابگاه بود و سرباز توی برجک به اندازه ی یه مورچه بود و از یه نقطه تشکیل شده بود و چهار تا خط کوچیک به جای دست و پا(مثل  نقاشیا) ولی به طرز کاملا آشکاری تمام رفت و آمد دانشجوهای دختر زیر نظر سرباز بالای برجک بود. گاهی اوقات زمانی که از کلاسای ظهر بر میگشتیم دانشجوهایی رو میدیدم که خسته و کلافه از گرما، نرسیده به ساختمان خوابگاهشون حجابشون رو برمیداشتن و برای سرباز توی برجک شکلک در می آوردن و دست تکون میدادن یا بوس می فرستادن(!). این کار براشون به معنی شوخی و سرگرمی بود غافل از اینکه با این کار ساده و مسخره چه ذهنیتی از دانشجوهای این دانشگاه و خوابگاه در ذهن طرف مقابل که الان سربازه و فردا به شهر خودش و پیش خانواده ش برمیگرده به وجود میارن. تصور کنید که این فرد یه برادر غیرتی و متعصب باشه که توی خانواده ی سنتی بار اومده و مدام با چنین صحنه ای روبرو شده و با خودش فکر میکنه که محیط این دانشگاه و خوابگاه مناسب خواهرش نباشه و دختر خانواده تمایل داشته باشه که توی این دانشگاه تحصیل کنه و چه بسا که در آینده فرد مفیدی هم بشه یا بتونه با تحصیلات و بعدها سرکار رفتن مسیر زندگیشو تغییر بده. خب بنظر شما شوخی بی مزه و گذرای این دانشجوها نمیتونه توی زندگی این دختر تاثیر بذاره؟
یکی از همکلاسیام تعریف میکرد که توی اتوبوس نشسته بوده و روی صندلی جلویی دو تا خانم میانسال نشسته و در حال حرف زدن با هم بودن. اتوبوس به ایستگاه مقابل مجتمع خوابگاهی میرسه و چند تا دانشجوی دختر پیاده میشن و دوستم که قرار بوده ایستگاه بعد پیاده بشه صحبتای اون دو خانم رو درباره ی دانشجوهای این خوابگاه شنیده، که شما نمیدونی تو این خوابگاه ها چه خبره و چه اتفاقا که توی این خوابگاه نمیفته و همه ی دخترای خوابگاهی فلان هستن و تو دستشویی ها چه میگذره و... دوستم میگفت انقدر نظر این خانم برام عجیب بود که حتی توان مقابله و دفاع از خودمونو نداشتم. با خودم گفتم این حرفا از هیچ جا که نمیاد بالاخره اتفاقاتی بوده که از دیوارای بلند و سیم خاردار کشیده ی این مجتمع گذشته و گوش به گوش یک کلاغ چهل کلاغ رسیده به مردم. به درست و غلط این قضاوتا هیچ کاری ندارم موضوع بحثم ( یا بهتر بگم فکرم) اینه که اشتباه و خطای یک نفر یا چند نفر به پای یه جماعت نوشته میشه.
یا مثال توی بورس این ماجرا همین کامنتهای پر سر و صدای تعدادی بی فرهنگ توی صفحات مجازی افراد مشهوره که باعث بد نامی و زیر سوال رفتن فرهنگ کشورمون میشه و کار به جایی میکشه که بعضی از ورزشکارها وقتی قراره مقابل تیم کشورمون قرار بگیرن پیش پیش پیجشون رو میبندن یا غیر فعال میکنن چون شنیدن که ایرانی ها...

ساده نگذریم... به انتخاب ها، پوشش، رفتار و گفتارمون بیشتر فکر کنیم. هر کدوم از ما نماینده ی خانواده، شهر، جامعه و کشورمون هستیم.



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۷/۰۴
لادن --

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی