طعم تند لادن

طعم تند لادن

"یادداشت های لادن" بخشی از تجربیات و تفکرات نویسنده ست.
از اینکه مطالب این وبلاگ را بدون اجازه کپی نمیکنید سپاسگزارم.

+ برخی از مطالب قدیمی که مناسب زمان خاصی بوده، به خاطره ها پیوسته.

من اینجوری فکر میکنم...

شنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۴، ۰۵:۵۰ ب.ظ

یادمه دو تا از دوستام واسه انجام کاری رفته بودن کافی نت خوابگاه، همون کانکسی که چند تا سیستم پوکیده ی قدیمی داشت که زیر یه مشت خاک پنهون شده بود. وقتی اومدن داشتن به یه ماجرای خنده دار میخندیدن، جریان سر دو تا دختر( احتمالا ترم بوقی) بود که برای اولین بار به یه چت روم رفته بودن؛ حالا خیلی که تعریف نکردن ولی همش این که یکی به اون یکی گفته بود: نه با این حرف نزن، ما دختریم باید با پسرا چت کنیم....{ باید!!!!}

آره میخوام اینو بگم که اغلب برای فرار از مسائل و مشکلات دنیای غیر مجازی به دنیای مجازی پناه میبریم اما مشکلی که همه جا هست و توی این فضای مجازی هزار بار بیشتر و بدتر به چشم میخوره این نگاه جنسیتیه، اینجا دختر با دختر حرف بزنه یا پسر با پسر یا نه اصلا کاری به کار جنسیت طرف مقابل نداشتن شاید کمی عجیب هم باشه... کافیه توی وبلاگ، که کمی با وقارتر از بعضی جاهای دیگه ست( تا حدودی) نویسنده بگه که دختره یا پسر! امان از بخش نظرات! امان از نظر خصوصی!

تازه اگر از دخترهای پسرنما و پسرهای دخترنما چشم پوشی کنیم!!!

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۰۸/۱۶
لادن --

نظرات  (۳)

ضمن اینکه با حرفت موافقم یاد ماجرای خودم و سحابی و بتی افتادم:))
نمی دونم تو اون شب پیشمون بودی یا نه!رفتیم تو یه چت روم با یه اسم دخترونه و اعلام کردیم که چهارده سالمونه.از سیل پیام های دریافتی که بگذریم.یکی از پیام ها متعلق به آقایی بود با این عکس هایی که یه پسری زیر بارون ایستاده و صورتش مشخص نیست که معمولا برای تحت تاثیر قرار دادن خانم ها انتخاب میشه!خلاصه ما هم شیطنتمون گل کرد:))و گفتیم همین خوبه.اظهار افسردگی و ناراحتی کردیم(سه نفر بودیم در قالب یه نفر!)بعد آقاهه گفت:چی شده چرا نا احتی و اینا؟گفتیم:می خوان من رو به زور بدن پسر عمو و خلاصه می خوام خودکشی کنم و از این حرفا.جونم برات بگه تا این رو گفتیم آقا شماره و شهری که تویش زندگی می کرد و داد.خواستیم شماره رو یادداشت کنیم تا یه مدت بذاریمش سرکار،سحابی نذاشت:))))
یادش به خیر چقدر اون شب خندیدیم:))))))
پاسخ:
قبول دارم کمی بانمک بوده و توی وجود همه کمی شرارت هست وقتی سه تایی بشید که دیگه بدتر... ولی کار خوبی نکردید. دمش گرم سحابی نذاشت ادامه بدید.
خیلی سخته اعتماد توی چنین جاهایی که یه مشت دروغگو دور هم جمع شدن..
من حرفم از این پست این نبود آجی

+ منم چت روم رفتم ولی حداقل ممکن دروغ گفتم( !)

+ کامنت قبلی رو ببخش دیگه، بیخیال...

یکی از ایرادهای ما اینه که اگه باکسی مشکلی داریم،اینو به همه میگیم به جز خودش.

احساس چشماش کوره.

اون دوتادخترخانم هم وقتی از ترم بوقی بیان بیرون خیلی چیزارو میفهمن و احتمالا انتخاب شون بهتر میشه که با کی چت کنن.

.....

ازاین جور نظرات دلگیرنشید.با رد شدن ازکناراین افراد بدون کوچکترین واکنشی نجابت شمارو می رسونه.

بلاتکلیفی!!!وضعیت خوبی نیست.حیرانی وسرگردانی...

هیشکی نمیتونه خودشو گول بزنه

پاسخ:
:)
من که اصلن چت روم نمی رم!
+پیشنهاد خود سحابی بود سر کار گذاشتن اولی:)))
حساب هم مال خودش بود!
ما فقط استقبال کردیم:)))
خیلی خوب بود!خیلی کیف داد!من که بازم با بتی و سحابی باشم از این کارا می کنم!حیف دور افتادیم از هم:)))

پاسخ:
من همه جا سرک کشیدم، میدونم.
امان از استقبال! :))))
خدایی!!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی