طعم تند لادن

یادداشت های لادن

یادداشت 213، آموزشی که در کار نیست

امروز تکرار خندوانه ی دیشب رو تماشا میکردم (البته کاملا گذری). مهمان برنامه که دکتر متخصص مغز و اعصاب بود نکات جالبی درباره ی مراقبت از ستون فقرات و راه های تشخیص عیب هایی توی اسکلت بدن افراد بیان کردن. نکات ساده ای که اگه به موقع تشخیص داده نشه ممکنه در آینده باعث بروز کلی درد و دردسر و هزینه ی درمان و هزار تا بدبختی دیگه بشه. بعد هم ابراز تمایل کردن که یه سری تست های غربالگری مربوط به این تخصص رو در مراکز پر جمعیتی مثل مدارس یا سرباز خونه ها انجام بدن (البته که به تعداد محدود).

داشتم به این فکر میکردم که چنین کاری چقدر ضروریه. اینکه ما راجع به ساده ترین کارها میتونیم و باید آموزش ببینیم و از بروز یه بخش از مشکلات به سادگی میشه پیشگیری کرد. یه نگاهی به آدمای اطراف یا حتی خودمون بیندازیم. کمرای قوز کرده، پاهای پرانتزی، کمردرد، ساییدگی مفاصل، زانو درد، درد گردن تا استخون کوچیکه ی انگشت پا. این درد و مشکلی که به راحتی پذیرفتیم و حتی به پیشگیری یا بدتر از اون درمانش فکر نمیکنیم و خیلی ساده گردن سن و سال میندازیم و نه عادت های بد و ندونم کاریامون. باز میرسم به اینکه توی آموزش لنگ میزنیم؛ باز سیستم آموزشی ضعیف و عدم ارتباط درستش با سایر سازمان ها به خصوص وزارت بهداشت.

این دیگه واکسن نیست که جنجال به پا کنیم که کارخونه های داروسازی وابسته به قدرتها توطئه کرده باشن تا هم پول به جیب بزنن و هم بلا سر جهان سومیا در بیارن. تستای ساده ی بررسی سلامت فیزیکی و بدنی و آموزش صحیحه.

یاد خاطره ی سوم دبیرستانم افتادم. همون طرح مسخره ای که برای مقابله با کم خونی (کمبود آهن) توی خانمای جوان راه انداخته بودن و بخشنامه فرستاده بودن که از هر مدرسه باید یه نفر آموزش ببینه. مدرسه ی ما هم معاون بد اخلاقمون رو فرستاد. خانم معاون با چند تا بسته ی مسخره ی فروس سولفات اومد تا کم خونی رو توی ماها ریشه کن کنه :)) هفته ای یه بار شنبه ها زنگ اول (آخه زنگ اول، دانش آموز ناشتا!) با یه پارچ آب و چندتا لیوان میومد و مجبورمون میکرد قرص رو به زور قورت بدیم. فاجعه ی انسانی بود. یادمه هر بار مینا بعد از خوردن قرص بالا میاورد (خب مشکل گوارشی یکی از عوارض شایع این قرصه) باز هفته ی بعد مجبورش میکردن بخوره. یه بارم وقتی خواست امتحان ریاضی نده که نخونده بود یه دونه قرص قبل از امتحان خورد و خودشو به مریضی زد.

یه کارایی میشه انجام داد و با تکرار و توضیح و تبیینش افراد جامعه رو نسبت به اهمیت توجه به اون امر آگاه کرد و با این آگاهی هم از خیلی از دردها پیشگیری کرد و هم از خیلی هزینه های وارد بر فرد و مملکت کم کرد. ولی خودمونیما بلد نیستیم، باور نداریم که میشه.

۲۳ مرداد ۹۶ ، ۱۴:۲۵ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
لادن ..

یادداشت 212، یه مثقال خوبی حتی

آدما رو از خوبی کردن ناامید نکنیم. خوبی رو با بدی جواب بدی همین چهارتا آدم خوبم از خوبیاشون پشیمون بشن، سنگ رو سنگ بند میشه؟ 



پستی دنیا اونجا معلوم میشه که جنگ بچه ها رو یتیم میکنه.

۲۰ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۳۸ ۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
لادن ..

یادداشت 211، دلشکسته

یک ششصدم کمتر است از یک شصتم. حواست کجاست؟ کلاس چهارم خوندیم.

۱۸ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۵۸ ۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
لادن ..

یادداشت 210، سیب، گندم یا آدامس هندوانه ای

_ تا حالا آدامس هندونه ای خوردی؟
+ آدامس هندونه ای؟
_ آره! آدامس با طعم هندونه
+ نچ

[سکوت]

_ ولی اگه بهت بگن حق نداری آدامس هندونه ای بخوری میدونی دنیا چه جهنمی میشه برات؟ دیگه تمام روزا و شبا فقط به طعم احتمالیش فکر میکنی. حس همه ی هندونه هایی رو که خوردی با همه ی آدامسای بی مزه و بدمزه ای که بی توجه جویدی و دور انداختی قاطی میکنی و فکر کردن به حسی که تجربه ش نکردی همه ی لذتای دنیا رو برات بی ارزش میکنه.
۱۶ مرداد ۹۶ ، ۰۰:۰۱ ۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
لادن ..

یادداشت 209، مسابقه خانه ما

شبکه ی نسیم یعنی همون شبکه ای که با وجود سابقه ی کمش، یه جورایی از نظر جلب مخاطب آبروی صدا و سیما رو  خریده ( فکر کن چقدر باید کم توقع باشیم ما) این روزا داره فصل سوم مسابقه ی « خانه ما » رو پخش میکنه. من تقریبا از نیمه های فصل دوم مخاطب همیشگی این مسابقه شدم. عاملی که منو جذب خودش کرد اول از همه سوژه ی اصلی مسابقه ست، مسابقه ای برای خوانواده ها و با شرکت کنندگان خانوادگی. محیط برنامه خیلی آروم و ملایم بدون اغراق، بدون تلاش برای ایجاد هیجانات کاذب و استفاده ی نادرست از لودگی مجریه. همه چیز در کمال سادگیه و از هیچ ابتذالی برای جلب نظر مخاطب استفاده نشده. اینکه چه میزان تماشا کننده داشته باشه رو نمیدونم اما آنقدر شریف هست که مطمئنم بقیه ی کسانی هم که این مسابقه رو دنبال میکنن به خاطر محتوای برنامه ست نه هیچ چیز گول زنک دیگه ای. نکته ی جالب دیگه اینه که مدام خودت رو جای خانواده ای تصور میکنی که داره تلاش میکنه خرج و دخل زندگیش رو مدیریت کنه بدون اینکه از کیفیت و نشاط زندگی اعضای خونه کم بشه. به عنوان یه مخاطب مدام به خودت میگی این تصمیم درسته و اون یکی نا درست.  و اینکه در عمل یاد میگیری که استفاده نکردن از چیزی با مفهوم صرفه جویی زمین تا آسمون فرق داره و چه تصمیمات ساده ای میتونه مسیر یا نظم زندگی رو تغییر بده، بهبود ببخشه یا تضعیف کنه. تا اینجای برنامه احساس من اینه که خانواده هایی موفق میشن از پس مدیریت مالی خونه به خوبی بر بیان که هماهنگی خاصی بین اعضا باشه و وظایف به طور متناسب بین اعضا پخش شده باشه. اینا نمونه های نسبتا واقعی هستن که در قالب یه مسابقه به نمایش گذاشته میشه و به مخاطب اجازه ی درست فکر کردن میده. برای همه ی آدما ممکنه شرایطی پیش بیاد که ناچار باشن روال زندگیشون رو تغییر بدن، خیلیا تا به حال با ورشکستگی یا مشکلات شدید مالی برخورد داشتن و این توانایی و قدرت تمام اعضای خانواده ست که میتونه به اونها کمک کنه تا از پس یه بحران بر بیان. و چه ساده داریم تمرینی از این شرایط رو در قالب یه مسابقه ی ساده میبینیم.

و یه نکته ی دیگه که برای من خیلی مهمه اینه که مسابقه ی خانه ما بر خلاف سایر برنامه های تلویزیونیمون کمتر رنگ و روی کپی برداری از برنامه ها و یا مسابقه های شبکه های خارجی داره یا حتی اگر مشابهی این چنین داشته باشه خیلی خوب خودمونی شده. و نکته ی آخر اینکه خوشبختانه برای جلب مخاطب به هیچ چهره ی مشهوری متوسل نشده. یه کلام: خودشه!



پ.ن: برای کسانی که ممکنه ندونن دارم درباره ی چه برنامه ای صحبت میکنم، عرض کنم که این برنامه جمعه شب ها ساعت 21 از شبکه نسیم پخش میشه.

۰۶ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۲۳ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
لادن ..